• وبلاگ : زندگي مشترك من با طعم شكلات
  • يادداشت : روزانه هاي من
  • نظرات : 0 خصوصي ، 1 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    اونجور که تو تعريف کردي منم دلم برا بچه تو دليم تنگ شد.... فکر کنم يکسالي هست قهوه نخوردم.... چقدر هوس کردم
    پاسخ

    عزيزممممممممم. چيزي نمونده ديگه کم کم ميپره بيرون.واي وقتي ببينيش اينقدر کوچولوعه دلت اب ميشه .آخ ببخشيد که به هوس انداختمت.متاسفانه من تو بارداريم هم نميتونستم نخورم تنها چيزي بود که از گلوم ميرف پايين خخخ.البته خيلي رقيق ميخوردم که ضررش کمتر باشه